تبلیغات
چترِباران(نوشته های من)
چترِباران(نوشته های من)
شعرِ من
شالِ ابی
یک شالِ آبی و یک آه و یک حسرت
بغضی که همدم شدبا من دراین مدت

شالی که جا مانده دور از رخ مهتاب
حسی که جان داده شب ها کنارِخواب

یک حسِ نامشروع در جنگ بادنیا
وهمی که می سازد این شعر را رسوا

رفتی وجامانده در من نبودِ تو
آینده می جنگد با عطر وجود تو

بی تو نفس های این خانه مسموم است
چشمم به این گریه بی حکم محکوم است

شاید که شالِ تو باید که جا می ماند
در وهمِ برگشتت قلبم رها می ماند

شاید این شب زده باید که مسافر می شد
قصه ی این عشق اسیرِ دستِ ساحر می شد

از تو به جا مانده خاطره ای پر درد
لبخندی موزیانه از یک  تقابل سرد

یک شالِ آبی و یک مرگ تکراری
طنابِ دارم گشت این شال انگاری....



طبقه بندی: شعر های من،

نظرات() | شنبه 3 مرداد 1394 | reza hp
AbouT

من ترانه سرا وشاعر...
نویسنده...
کارآموز گیتار..
و در نهایت تمام دنیا و رویایم موسیقیست..
دوستانی که برای کار ترانه وتکست می خوان با من در ارتباط باشند می تونند از طریق پیج شخصی من در اینستا گرام ((reza_hasanpanah))ویا همین وبلاگ اقدام کنند

رضا حسن پناه
Authors
reza hp
Other